روزی که مامان از تپش قلب نی نی مطمئن شد
سلام نی نی ناز من! نفس مامان، روززی که رفتم دکتر دقیقا شما 4 هفته بودی، دکتر گفت دقیقا برای دو هفته دیگه برو سونو واژینال تا ان شا الله از قلبش مطمئن بشی، منم رفتم و از سونوگرافی وقت گرفتم برای 29 آذر! دلم میخواست برای شب یلدا که همه خانواده دور هم جمعند، خبر تپش قلب ناز تو فرشته مهربونم رو به همه بدم! ولی متاسفانه بدلیل یه مشکلاتی نتونستم اون روز برم سونوگرافی
، ولی به دلیل شهادت پیامبر هم مراسم شب یلدا تو خونه مامان جون افتاد دقیقا 3 دی! منم همون روز 3 دی رفتم مطب تا خانم دکتر مهربون خودش با دستگاه سونو مطب منو سونو کنه! خدارو شکر اول وقت رسیدم و هنوز بیمارا نیومده بودن و لی خانم دکتر بود، خلاصه اولین نفر رفتم داخل! و برای خانم دکتر توضیح دادم که نتونستم برم سونو و اگه ممکنه خودتون سونو کنید، خلاصه خوابیدم روی تخت و خانوم دکتر با دستگاهش خیلی سریع شما رو پیدا کرد و گفت خدارو شکر قلبش میزنه و همه چیز خوبه!
سن جنین هم 7 هفته و 3 روز بود، در حالی که طبق محاسبات خودم شما باید اون موقع 6 هفته و 4 روز میبودی!!! ( گویا شما هم مثل مامانت حسابی عجولی عشقم) خلاصه کلی خوشحال شدم و با بابایی سر راه رفتیم یه جعبه شیرینی خریدیم و رفتیم خونه مامان جون! تا شیرینی رو دست من دیدن گفتن چه خبره ؟ منم گفتم این شیرینی تپش قلب فرشته ناز منه!!!
مامان جون و خاله ندا کلی ذوق کردن
و مامان جون اومد شکمم رو بوسید و کلی قربون صدقه شما رفت، خاله ندا هم سریع تلفن رو برداشت و به خاله هدا زنگید و گفت داری دوباره خاله میشی!
خاله هدا هم که شب اومد کلی با ذوق به من تبریک گفت و کلی خوشحالی کرد!
راستی بابا مسعود هم خبر اومدن شما رو پسر خاله گلت ایلیا داد و کلی خوشحالش کرد!
منتظرم تا شما وارد هفته 12 بشی و من دوباره برم سونوگرافی و شما رو ببینم! نفسم خیلی مراقب خودت باش! مامان عاشقته!!!!



روزی که مامان از تپش قلب نی نی مطمئن شد 

